محمد ابراهيمى وركيانى

286

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

بنابراين قيام امام حسين ( ع ) و افرادى مانند عبدالله بن زبير از نظر افكار عمومى غير قابل اجتناب بود و جامعه اسلامى آنان را نسبت به ترك قيام مقدور نمىدانستند ، گو اينكه قدرتى منسجمِ آماده پيكار ، از قبل فراهم نيامده بود . ازطرفىديگر يزيد كه رقيبى بالفعل جز امام حسين ( ع ) و عبدالله بن زبير براى خويش نمىشناخت و از عبدالله بن عمر كه با او بيعت نكرده بود وحشتى احساس نمىكرد ، بلافاصله پس از مرگ معاويه از فرماندار مدينه خواست به‌هر قيمتى كه شده از اين دو بيعت بگيرد و در صورت عدم بيعت ، آن دو را به قتل رساند و موقعى كه امام ( ع ) و نيز ابن‌زبير از قبول بيعت سر باز زدند و به مكه در جوار بيت‌الله رهسپار شدند او تصميم به تعقيب آنان در مكه گرفت و امام حسين ( ع ) كه از حرمت كعبه ابا داشت و مردم عراق نيز از او دعوت كرده بودند ترجيح داد به دعوت آنان پاسخ گويد ولى مردم عراق كه از قبل آمادگى لازم را نداشتند با آمدن ابن‌زياد نتوانستند از امام ( ع ) حمايت نمايند تا اينكه امام ( ع ) به شهادت رسيد و با شهادت ايشان آمادگى جامعه اسلامى نسبت به بيعت با عبدالله بن زبير ، فراهم آمد . چه اينكه مردم مدينه نيز رسماً بر ضد يزيد و حمايت از عبدالله قيام نمودند . يزيد هرچند توانست قيام مردم مدينه را نيز سركوب نمايد و سپاهى عظيم براى سركوبى عبدالله به مكه اعزام دارد ولى اعمال او همراه با مرگ نابهنگام ، همه موانع قدرت را از سر راه ابن‌زبير برداشت و سراسر جهان اسلام با عبدالله بيعت نمودند و حتى بيشتر مردم شام نيز طرفدار او بودند و به همين جهت سپاهيان يزيد در مكه نيز از او خواستند كه به شام برود و « حسين بن نمير » متعهد شد كه بيعت خلافت براى عبدالله را از مردم شام اخذ نمايد . اشتباه عبدالله همان بود كه به جاى اينكه مروان بن حكم و فرزندش عبدالملك را كه در مدينه حضور داشتند تحت‌نظر بگيرد آنها را از مدينه اخراج و به شام روانه ساخت و شاميان كه در مكه آمادگى انتقال قدرت به حجاز را نداشتند با مروان بيعت نمودند و نابخردىهاى بعدى عبدالله در برخورد با مختار و مردم عراق به‌تدريج زمينه را براى حاكميت تيره ديگرى از بنىاميه به‌نام مروانيان فراهم ساخت . ولى نارضايتى امت